بزرگترین سایت ادیان و عرفان| کتابدان
خواندن کتاب زندگی بهتر 
نویسندگان
نظر سنجی
میزان رضایت خود را از محتوا و راهنمایی را در این سایت بفرمایید؟





صفحات جانبی
اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم (ج 2)

دایره المعارف طهوری

 

دوازده حلقه زنجیرعلی
این دوازده حلقه ی زنجیرعلی عبارت است از:
الف - نادانی، ندانستن چهار حقیقت جلیل است.
ب - از نادانی، کردارسازها، یا سنکاره برمی خیزد؛ که مشروط به نادانی اند. مراد از کردارسازها کردارها یا کرمه های ارادی تن و گفتار و اندیشه اند؛ خواه این کردارها نیک باشند خواه بد؛ درست باشند یا نادرست؛ سالم باشند یا ناسالم. نادانی و کردارسازها دو حلقه از زندگی گذشته اند.
ج - دانستگی حلقه ی سوم است که مشروط به کردارسازهاست. این دانستگی را دانستگی دوباره زاییده شدن دانسته اند. یعنی نخستین دانستگی است که در لحظه ی آبستنی احساس می شود. بودا می گوید «اگر دانستگی به زه دان مادر نمی رفت آیا نام و شکل (حلقه ی چهارم ) به وجود می آمد؟... اگر دانستگی پس از رفتن به رحم مادر دوباره از آنجا بیرون می رفت، آیا نام و شکل در این جهان پیدا می شد؟ اگر دانستگی پسری یا دختری را در کودکی رها کند، آیا نام و شکل رشد می کند؟ افزون می شود و به کمال می رسد؟» جنین در زهدان مادر از ترکیب دانستگی دوباره زاییده شدن و نطفه به وجود می آید. در این دانستگی همه ی تأثیرات صفات، یا ویژگیها، و کششهای جریان زندگی شخص پنهان است. این حلقه، زندگی گذشته را به زندگی کنونی می پیوندد.
د- نام و شکل. مراد از نام سه توده از پنج توده است؛ یعنی احساس، ادراک، و همکارها. مراد از همکارها پنجاه حالت روانی است؛ به جز احساس و ادراک. مراد از شکل همانا کالبد (از پنج توده )، جنسیت، و جایگاه دانستگی است که شارحان آن را دل دانسته اند. اینها نیز همزمان با دانستگی دوباره زاییده شدن پیدا می شوند و مشروط به کرمه یعنی کردارهای گذشته اند.
ه- شش بنیاد حس همانا چشم، گوش، بینی، زبان، تن و دل یا منس اند، و شش موضوع آنها، و شش دانستگی که از تماس هر یک از این حسها با موضوع آن پیدا می شود. مثلا، گوش و صدا و دانستگی گوش یا شنوایی.
و- بساویدن. از چشم و شکلها دانستگی چشم پیدا می شود، بساویدن تماس این سه با هم است. مثل اینکه دو قوچ شاخهای خود را به هم بکوبند. یک قوچ چشم است و قوچ دیگر شکل، و برخورد میان این دو بساویدن چشم است.
ز- احساس. هر گاه یکی از اندامهای حسی با موضوع خود، مثلا چشم با شکل، تماس پیدا کند احساس پیدا می شود. ازاین رو به اعتبار شش حس، شش احساس هست.
ح - تشنگی. از احساس، تشنگی پیدا می شود. تشنگی سه گونه است: تشنگی کام، تشنگی هستی و تشنگی نیستی. نادانی و تشنگی دو حلقه ی مهم این زنجیر علی اند. نادانی، که علت گذشته ی وجود است، شرط و علت اکنون به شمار می آید؛ و تشنگی، علت کنونی و شرط و علت آینده است.
ط - از تشنگی، دلبستگی پیدا می شود که همان تشنگی بیش از حد است. تشنگی آرزوی داشتن چیزی است که هنوز به دست نیامده؛ مثل دست دزدی که در تاریکی دنبال چیزی است؛ اما دلبستگی، دزدی و به دست آوردن آن چیز است؛ همچون دزدیده شدن گنج به دست دزد. دلبستگی چهارگونه است: «دلبستگی به کامها»، «دلبستگی به نظرهای نادرست »، «دلبستگی به آداب و آیینها»، «دلبستگی به عقیده ی خود. » سه حلقه ی احساس، تشنگی و دلبستگی ما را به زندگی آینده می بندد.
ی - وجود. دلبستگی شرط وجود است. مراد از وجود جریان فعال درست و نادرست یا سالم و ناسالم کرمه ای یا کرداری شدن است. وجود دو جنبه دارد، یکی که کننده یعنی فعال است و وجود کرمه خوانده می شود، یعنی کردارهای خوب و بدی که کرمه را می سازند؛ دیگری جنبه ی پذیرنده ی شدن است، که وجود مجدد یا دوباره زاییده شدن است. وجود مجدد سه سطح دارد، وجود در جهان کام، وجود در جهان شکل یا ماده ی لطیف و وجود در جهان بی شکل یا نامادی.
ک - از وجود، زاییده شدن پیدا می شود. این زاییده شدن در واقع همان دوباره زاییده شدن است. یعنی از وجود کرمه ی سالم و ناسالم وجود مجدد پیدا می شود با نشانه های جسمی و روانی خاص آن.
ل - پیری و مرگ. چون زاییده شدن هست، پیری و مرگ نیز به ناگزیر هستند، و در نتیجه رنج و اندوه نیز خواهد بود. درباره ی اهمیت این زنجیر علی همین بس که بودا گفته است: «هر که زنجیر علی را بفهمد، آیین را می فهمد».

بودا و سه نشانه هستی
همه آمیخته ها نپاینده اند. هر آن که این را با فراشناخت دریابد، به رنج رو نمی کند؛ این راه پاکی است.
«همه ی آمیخته ها رنج اند». هر آن که این را با فراشناخت دریابد، به رنج رو نمی کند؛ این راه پاکی است.
«هیچ چیز خود نیست ». هر آن که این را با فراشناخت دریابد، به رنج رو نمی کند؛ این راه پاکی است. همه ی نمودهای این جهان سه نشانه دارند: نپاینده اند، دستخوش رنج اند، و خود ندارند یا نه - خودند.

نپایندگی
نمایان شدن، گذشتن و دگرشدن چیزهاست؛ یا از میان رفتن چیزهایی است که «شده » یا نمایان شده اند. یعنی که چیزها هیچ گاه به همان یک شکل نمی پایند بلکه آن به آن، از میان می روند و دگر می شوند. هر نمودی، یا دمه ای که «آمیخته »، یعنی آمیخته ی علت و شرطها، یا مقید و مشروط باشد از میان رفتنی است، بنابراین، کل هستی نپاینده است، یعنی هستی پنج توده و دوازده بنیاد حس، - شش حس و شش موضوع آنها- نپاینده اند فقط نیروانه ا آنجا که دمه ای نیامیخته و نامشروط است دستخوش هیچ گونه نمایان شدن (= به وجود آمدن )، دگرشدن و از میان رفتن نیست.

دستخوش رنج بودن
همه نمودهای هستی، به اعتبار نپایندگی شان، رنج آورند و به این نمی ارزند که انسان به آنها دل ببندد. این نکته درباره ی پیشامدهای خوش زندگی نیز درست است.

خود نداشتن
مراد بودا از این سخن که «هیچ دمه ای خود نیست » یا دقیق تر بگوییم، نه - خود است، این است که هر آنچه در واقعیت هست دستخوش جریان پیوسته ی «نمایان شدن »، «گذشتن » و «دگرشدن » است. و از آنجا که داشتن خود در یک معنا پایندگی است، پس، آیین بودا «پاینده ی تغییرناپذیر» یعنی «خود» را برای هیچ دمه ای، خواه مادی خواه نه - مادی، نمی پذیرد. «هر آن کس که این نکته را روشن نبیند که همه ی نمودهای وابسته نپاینده و از میان رفتنی اند، و نداند که همه ی کردارها به نادانی و مانند اینها وابسته اند، می اندیشد که این «خود» است که می داند یا نمی داند، که دست به کردار می زند و یا سبب کردار می شود، که با دوباره زاییده شدن به هستی می آید... که «احساس »ها را دارد و احساس می کند و میل و دلبستگی دارد؛ پس از دوباره زاییده شدن به هستی تازه ای وارد می شود!» 

.............................

برای این که ادامه مطلب را بخوانید کتاب را دانلود کنید..........
























طبقه بندی: بودا و آموزه های او،  ادیان، 
برچسب ها: بودا، بودیسم، بودا و آموزه های او، اعتقادات بودیسم، اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم (ج 2)، اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم (ج 2).،  
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ آدمین سایت ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سایتی به منزله کمک به دانشجویان ادیان و عرفان...
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :